فريدون بن احمد سپهسالار

227

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

خواهى بگو خواهى مگو صبرى ندارم من ازو * اى روى او امسال من وى جعد زلفش پار من خلقان ز مرگ اندر حذر پيشش مرا مردن شكر * اى عمر بىاو مرگ من وى فخر بىاو عار من آه از مه مختل‌شده در اختر كاهل‌شده * نز عقد من فارغ شده نز آتش فوار من بر قطب گردم اى صنم وز اختران خلوت كنم * كو صبح مصبوحان من كو حلقهء احرار من پهلو بنه اى ذو البيان با پهلوان كاهلان * بيزار گشتم زين زبان زين قطعه و اشعار من جز شمس تبريزى مگو جز فتح و پيروزى مگو * جز عشق دلسوزى مپو جز اين مدان اقرار من